کانون نجوم دانشگاه صنعتی امیرکبیر

کانون نجوم امیر کبیر فعالیت خود را  با هدف ترویج علم نجوم شروع کرد و در پی رسیدن به این هدف دوره های نجوم در مدرسه نجوم کانون نجوم امیر کبیرگشت های رصدی و علمی و …

درباره ما

 

کانون های فرهنگی پلی تکنیک

اداره فوق برنامه و کانون‌های فرهنگی دانشگاه صنعتی امیرکبیر به عنوان متولی ارتقای فرهنگ میانه و نیز حمایت از جریان‌های فرهنگی ِدانشجویی در سطح دانشگاه فعالیت می‌کند. دو حوزه مهم رسالتی این اداره، انجام دقیق و صحیح پروژه‌های فرهنگی در سطح دانشگاه مطابق با اهداف و چشم‌اندازهای ترسیمی و ایجاد و تامین بسترهای لازم جهت رشد، ارتقا و فعالیت ِاستعدادهای دانشجویی در قالب کانون‌های فرهنگی، هنری و مذهبی و نیز سایر ساختارهای وابسته می‌باشد.

صفحه اینستاگرام

آخرین فعالیت های ما

اینستاگرام

کپشن مطالعه شود👇
نام کتاب: آرتمیس
سبک: علمی تخیلی
نویسنده: اندی وییر
مترجم: حسین شهرابی
انتشارات تندیس

خلاصه داستان:
یاسمین بشاره، معروف به جز، خلافکار است.
حداقل طبق قوانین آرتمیس، تنها شهر روی ماه، در آرتمیس، اگر میلیاردر یا مسافر پولدار نباشید زندگی راحت نمی‌گذرد. به همین خاطر گه گاه کالای قاچاق وارد می‌کند. ضرر که ندارد؟ خصوصا اگر بدهکار باشی و شغل باربری‌ات هم به زور کفاف اجاره خانه‌ات را بدهد.
ولی بالاخره فرصتی پیش آمده تا جز مرتکب خلافی بشود که مو لای درزش نمی‌رود؛ پاداشش هم آن قدر زیاد است که نمی‌تواند پیشنهاد به این خوبی را رد کند. مشکل اول و کوچک این است که ماموریتش تقریبا غیرممکن است؛ مشکل دومش این است که ناخواسته درگیر مجموعه‌ای از نقشه‌ها و توطئه‌های پیچیده و خطرناک می‌شود؛ چند گروه رقیب با هم می‌جنگند تا اداره ی شهر آرتمیس را در اختیار بگیرند. جز برای نجات جان خودش (و البته نجات آرتمیس) چاره ای ندارد جز این که دست به قماری بزند غیر ممکن‌تر از ماموریت قبلی‌اش...

شما این داستان رو خوندین؟نظرتون راجب این داستان رو برامون کامنت کنید👇
چه خونده باشید و چه نه، خبرهای هیجان‌انگیزی براتون داریم! منتظر باشید😉
کپشن مطالعه شود👇 نام کتاب: آرتمیس سبک: علمی تخیلی نویسنده: اندی وییر مترجم: حسین شهرابی انتشارات تندیس خلاصه داستان: یاسمین بشاره، معروف به جز، خلافکار است. حداقل طبق قوانین آرتمیس، تنها شهر روی ماه، در آرتمیس، اگر میلیاردر یا مسافر پولدار نباشید زندگی راحت نمی‌گذرد. به همین خاطر گه گاه کالای قاچاق وارد می‌کند. ضرر که ندارد؟ خصوصا اگر بدهکار باشی و شغل باربری‌ات هم به زور کفاف اجاره خانه‌ات را بدهد. ولی بالاخره فرصتی پیش آمده تا جز مرتکب خلافی بشود که مو لای درزش نمی‌رود؛ پاداشش هم آن قدر زیاد است که نمی‌تواند پیشنهاد به این خوبی را رد کند. مشکل اول و کوچک این است که ماموریتش تقریبا غیرممکن است؛ مشکل دومش این است که ناخواسته درگیر مجموعه‌ای از نقشه‌ها و توطئه‌های پیچیده و خطرناک می‌شود؛ چند گروه رقیب با هم می‌جنگند تا اداره ی شهر آرتمیس را در اختیار بگیرند. جز برای نجات جان خودش (و البته نجات آرتمیس) چاره ای ندارد جز این که دست به قماری بزند غیر ممکن‌تر از ماموریت قبلی‌اش... شما این داستان رو خوندین؟نظرتون راجب این داستان رو برامون کامنت کنید👇 چه خونده باشید و چه نه، خبرهای هیجان‌انگیزی براتون داریم! منتظر باشید😉